۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

کم وزن‌ترین و کوتاه قدترین نوزاد جهان در 5 ماهگی در کشور چین به‌دنیا آمد


به نقل از خبر آنلاين ، به گزارش روزنامه الرایه، این نوزاد در بیمارستان فودان شهر شانگهای چین به‌دنیا آمد و پزشکان تلاش زیادی برای نجات جان او کردند. قد این نوزاد 26 سانتیمتر است و تنها 413 گرم وزن دارد.این نوزاد توانسته از مرحله خطر که ممکن بود در 100 ساعت اول پس از تولد برای او پیش می‌آمد، پشت‌سر بگذارد. او باید بیش از 3 ماه در فضای شیشه‌ای بماند تا مرحله خطر را کاملاً پشت‌سر بگذارد. مادر این نوزاد یک زن 23 ساله است که بعد از 23 هفته و 4 روز از آغاز بارداری، یک دختر و پسر دوقلو بدنیا آورد. نوزاد پسر چند ساعت پس از تولد فوت کرد.در سال 2004 نیز نوزاد دختری در شهر شیکاگوی آمریکا متولد شد که در هنگام تولد 244 گرم وزن داشت. البته این نوزاد به همراه نوزاد دیگری که دوقلوی او بوده، متولد شده بود.

یك پوسترفروش كنار خیابان گفت:‌ از ابتدای دولت نهم برای صرفه جویی درآمدهای دولت طرح یارانه ها و سهمیه بندی بنزین را مطرح كردم

به نقل از سایت:http://www.seemorgh.com
كاظم جلالی نماینده شاهرود و سخنگوی كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس كه همواره در جمع خبرنگاران در خصوص مسائل مهم هسته‌ای و همچنین اخبار كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مصاحبه می‌كند و خبرهای مهمی به خبرنگاران می‌دهد امروز با یك خبر حاشیه‌ای به جمع خبرنگاران آمد و خود نیز در تعجب این خبر حاشیه‌ای بود.وی پس از خروج از صحن مجلس در جمع خبرنگاران با یك شهروند شاهرودی كه دقایقی قبل با وی تماس تلفنی برقرار كرده بود ، تماس گرفت و در حالی كه صدای آن شهروند از طریق آیفون تلفنش پخش می شد خطاب به جلالی مدعی شد كه طرح یارانه های بنزین را اولین بار در كشور، وی مطرح كرده است.این شهروند شاهرودی در مكالمه تلفنی با جلالی گفت:‌ از ابتدای دولت نهم برای صرفه جویی درآمدهای دولت طرح یارانه ها و سهمیه بندی بنزین را مطرح كردم و پیشنهاد خود را به نمایندگان و برخی مسئولین ارشد نظام در سفر به شهرستان شاهرود ارائه دادم.این شهروند شاهرودی افزود: وقتی پیشنهادم مطرح شد بعدها در سریال شب های برره به این پیشنهاد پرداخته شد و بعد در دستور كار دولت قرار گرفت.این فرد كه خود را یك پوسترفروش كنار خیابان معرفی می كرد، افزود: من بیشتر از 5 كلاس سواد ندارم و پیشنهاد من باعث شد بین 15 تا 16 میلیارد تومان برای كشور صرفه جویی شود، بنابراین مسئولین باید 4 میلیارد تومان از این مبلغ را به من پرداخت كنند.این پوستر فروش كنار خیابان در ادامه خطاب به جلالی تاكید كرد: تاكنون برای دریافت حق الزحمه خود خیلی صبر كرده و مسئولان باید هر چه سریعتر این مبلغ را به وی پرداخت كنند و گرنه انتقام خود را خواهد گرفت!پس از پایان سخنان این فرد و قطع تلفن وی جلالی خطاب به خبرنگاران گفت:‌فرد مذكور تا بحال در این خصوص چندین بار با وی تماس گرفته و این تقاضا را مطرح كرده و حتی یكبار غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران نیز این مكالمات را گوش كرده است.جلالی در حالی كه لبخند بر لب داشت و می خندید خطاب به خبرنگاران گفت: به نظر شما باید چه جوابی به این فرد بدهیم؟!

اجرای طرح تعویض مکانیزه شناسنامه های افراد بالای 15 سال

رئیس سازمان ثبت احوال کشور از اجرای طرح تعویض مکانیزه شناسنامه های افراد بالای 15 سال از بهمن در کشور خبر داد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، ناظمی اردکانی گفت: در این طرح شناسنامه های دارای نقص و بدون عکس تعویض می شود.وی از تبدیل کارت های شناسایی ملی به کارت هوشمند خبر داد و افزود: کد ملی باید به عنوان تنها سند شناسایی افراد در ایران و جهان هرچه سریعتر رواج یابد.

رییس دانشگاه پیام نور اعلام کرد: با اصلاح آیین‌نامه دوره‌های فراگیر ، ثبت‌نام از داوطلبان این دوره‌ها در نیمه اول دی ماه انجام می‌شود.

حسن زیاری رییس دانشگاه پیام نور اعلام کرد: با اصلاح آیین‌نامه دوره‌های فراگیر ، ثبت‌نام از داوطلبان این دوره‌ها در نیمه اول دی ماه انجام می‌شود.
به گزارش ایسنا ، رییس دانشگاه پیام نور گفت: ثبت‌نام از داوطلبان ورود به دوره‌های فراگیر از 13 دی ماه آغاز می‌شود و آزمون این دوره‌ها نیز اردیبهشت ماه سال آینده انجام خواهد شد.
وی گفت: برای ورود به این دوره‌ها با توجه به اصلاح آیین‌نامه ملاک رتبه‌های علمی است که در آزمون مربوطه کسب می‌شود.
رییس دانشگاه پیام نور مشکلات ایجاد شده در رابطه با دوره‌های فراگیر را مربوط به بیرون از دانشگاه دانست و افزود: هیچ موسسه فراگیری از خارج دانشگاه مجوز فعالیت ندارد و با متخلفان در این زمینه برخورد شده است و در آینده نیز برخورد خواهد شد.50 درصد از ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه پیام نور به دوره‌های فراگیر اختصاص دارد.
زیاری با بیان اینکه این دانشگاه ظرفیت پذیرش 300 هزار دانشجو را داراست ، گفت: 50 درصد از این تعداد از طریق آزمون سراسری و بقیه توسط دوره های فراگیر جذب می شوند.

داستانک

آنقدر در زندگی دنبال خوشبختی وموفقیت هستیم که فکر کنم روزی اگر به آن برسیم بی تفائت از کنارش بگذریم
این داستان از سایتی بر داشتم از خودم نیست امیدوارم خوشتان بیاید:
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

داستانک جدید

یه چیزایی از قدیم یادمه ولی خودم نوشتم:
*************************************************************
روزی مرد جوانی عاشق دختری شد که روشندل بود,همه او را سرزنش می کردند و خرده می گرفتند که تو لیاقتت بیشتر از اینهاست,بعضی نیز عشق زودگذر تعبیر کردند,پسرک گوش نمی داد عاشقانه دخترک را دوست داشت عمرش را به پای او می گذاشت تا او احساس کمبود نکند
روزی از دخترک پرسید:آرزوی تو چیست؟
دخترک گفت:من تو زندگیم یک آرزو دارم آن هم اینکه تو را ببینم ولی افسوس که نشدنی است.
پسرک از اینکه اشک در چشمان دخترک جمع شده بود اندوهگین شد تصمیم گرفت کاری بکند از دکتر ها خواست چشمانش را به دخترک بدهند,دخترک را هم به بیمارستان آورد و به او هم گفت می خواهد آرزویش را بر آورده کند,این بار هم اشک در چشمان دخترک جمع شد ولی این بار اشک شوق بود
عمل با موفقیت انجام شد با چشمان پسر دخترک دنیا را دید,پسرک را نیز دید و به او گفت:تو نابینا هستی!!!من اگر می دانستم تو کوری عمرم را با تو هدر نمی دادم,من رو با تو دیگر کاری نیست
پسرک آرام بر روی تخت نشست و زیر لب خدا را شکر کرد که توانسته بود آرزوی عشقش را بر آورده کند.

گربه فداكار جان صاحبش را نجات داد

مقامات آتش‌نشاني منطقه «اورال» در روسيه اعلام كردند: در يك اقدام عجيب گربه فداكار جان صاحب مستش را از آتش‌سوزي منزل مسكوني‌اش نجات داد.به گزارش ايسنا، رييس دپارتمان آتش‌نشاني «پرم» در اورال روسيه در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي اين كشور، بيان كرد: اين مرد حين مستي و با سيگار روشن در دستش به خواب رفته بود كه اين واقعه باعث وقوع آتش‌سوزي در آپارتمان محل سكونتش شد، اما گربه اين مرد به موقع موفق شد صاحب خود را از وقوع آتش‌سوزي خبردار كرده و او را از زنده زنده در آتش سوختن نجات داد.اين مقام مسوول دپارتمان آتش‌نشاني در ادامه خاطر نشان كرد: اين گربه فداكار با پريدن بر روي صورت صاحبش و چنگ زدن به وي باعث شد تا اين مرد نجات يابد.در گزارش خبرگزاري ريانووستي آمده است كه ماموران آتش‌نشاني تنها در سه دقيقه به آپارتمان در حال سوختن رسيده و موفق شدند اين آتش‌سوزي را پيش از سرايت به ديگر منازل و ساختمان‌ها خاموش كنند.همچنين در گزارش ماموران آتش‌نشاني منطقه «پرم» آمده است كه به جز اين مرد و گربه‌اش شخص ديگري ساكن اين مجتمع آپارتماني نبوده است.به گزارش ايسنا، بر اساس اعلام دپارتمان بهداشت روسيه، در سال گذشته ميلادي 15 هزار و 165 نفر از جمله 584 كودك در حوادث مرتبط با آتش‌سوزي‌ها در اين كشور جان خود را از دست دادند، اين در حاليست كه در ايالات متحده آمريكا با جمعيتي دو برابر جمعيت روسيه، هر ساله تنها سه هزار و 400 نفر به دليل وقوع آتش‌سوزي جان خود را از دست مي‌دهند، چرا كه مسايل امنيتي در ساختمان‌ها در آمريكا رعايت مي‌شود، اما در روسيه اين مسايل اصلا رعايت نمي‌شود.

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

داستانک

از وبلاگ یکی از دوستان بلند کردم خودم گفتم تا کسی مثل بعضی ها پشت سرم حرف در نیاره!!!
فردا آخرین روز دادگاه طلاقشان بود. قاضی دادگاه گفته بود: <<تا فردا صبح بروید فکراتون رو بکنید، هر کدامتان فکر کردید هنوز هم می تویند همدیگر رو دوست داشته باشید، به اون یکی تلفن کنه، اگر با هم تماس نگرفتین ساعت نه فردا اینجا باشید...>>
حالا زن با دختر 16 ساله اش در خانه بود و مرد شب را در شرکتی که مدیر عاملش بود گذراند. وقتی فکر کرد باورش شد که به زنش خیلی ظلم کرده، به همین خاطر تلفن را برداشت و شماره منزل را گرفت، یک بار، دو بار... ده بار گرفت. تلفن زنگ می خورد اما کسی گوشی را بر نمی داشت. مرد عصبی شد: <<لابد شماره منو دیده که گوشی را بر نمی دارد... به درک.>>
زن اما... لحظه ای چشم از تلفن بر نداشت و دعا می کرد که مردش تلفن بزند، اما صدای زنگ تلفن در نیامد، او خبر نداشت که دخترش از دست مزاحمان تلفنی، دو شاخه را از پریز کشیده!

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

خدا را فراموش نکن

چرا هر وقت در کاری گیر می کنیم یاد خدا می افتیم؟یعنی باید همیشه وقتی که از همه جا ناامید شده ایم یاد خدا بیفتیم؟
نمی شود در وقت شادی ها بیشتر یاد خدا بود؟قربون بزرگیت برم خدا...

شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...